تبليغاتX
تولد کامران و هومن
هومن تنها دلیل تپش قلبم

عشق فقط کامران و هومن

 

عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقـه

 

 

زندگیم با بودنت درست مثل بهشته

 

 

تو خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک

 

 

کامی جون دوست دارم تولدت مبارک

 

 

 

سلام دوستای مهربونم .امیدوارم حال همه خوب خوب خوب باشه.

اول از همه عذر خواهی کنم بخاطر اینکه آپدیت تولد کامران جون به تاخیر  افتاد .حالا دلیلشو میگم براتون

باور کنین خود من خیلی خیلی  از این موضوع ناراحتم و الان که دارم مینویسم دلم خیلی گرفته.

 

تموم زندیگیم فدای چشای هومن

شبی که قرار بود وب دوباره آپدیت بشه دندون درد من شدت

 

 پیدا کرد...تموم شبو بیدار بودم از مسکن هام چیزی جا

 

نذاشتم...ولی مگه دردش ساکت

 

 میشد...

خلاصه که تموم شادیهای  روز تولد هومن و کنفرانس به یاد

 

ماندنی اون شب تلافیشو با دندون درد پس دادم...

 

صبحم رفتم دندون پزشکی که گفت باید بکشی دندونو!!!!!!!!!!

 

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای وحشتناک بود ...بخدا

 

نمیترسم.ولی دندونم  کاملاً بی حس نشده بود موقع کشیدن دیگه

 

خودتون حدس بزنین چه زجری کشیدم!!!!!

 

اونقد از بدنم خون رفت که باز منو بردن بیمارستان و سرم بهم

 

 وصل کردن.

 

منم تموم مدتو گریه میکردم که چرا باید الان این اتفاق

 

بیفته .الان که من کلی سرم شلوغه و کلی برنامه دارم واسه

 

تولد کامران...

 

یه بارم تا سالن بیمارستان اومدم به قصد فرار ! نذاشتن تکون

 

بخورم گفتن احتیاج به استراحت داری...

 

عشق

 

با التماس از خواهرم خواستم عکسا رو آپلود کنه کلی هم منت

 

کشیدم تا قبول کرد(آخه تمام و کمال با من لجه)...خلاصه قبول

 

کرد فقط چند تا رو برام آپلود کنه.

 

دیشب که برگشتم خونه یکراست رفتم سراغ کامپیوتر که سریع

 

 خواهرم  رفت منو به مامانم لو داد.

 

 

خلاصه ...این روزاحالم خیلی بده...نت می اومدم واسه خوندن

 

آپای تولد شما دوستای گلم (البته خیلی کم)

 

ولی نمیتونستم عکس جدید درست کنم و آپلود کنم...

 

 پس حسابی از کامران جون  و شما دوستای ماهم  

معذرت میخوام

 

بگذریم...

 

کیک تولد کامی جون

تـــــــولد کامران مهربونو به همه ی شما عزیزا و خودش

 

تبریک میگم...

 

 روزای به یاد ماندنی ای بود...تا ابد خاطره اش واسه ام می

 

مونه...پنج شنبه که ای خدا چقدر خوشحال بودم...جمعه اوج

 

شادیمون بود...هر بار که نظرای وبمو وا میکردم و خبر

 

 آپدیت شما دوستای گلم میدیدم...انگاری تموم دنیا رو به من

 

میدادن...

 

و شنبه...

 

یه شنبه ی به یاد موندنی...واسه تموم کسایی که تولد کامران و

 

هومنو جشن گرفتن و همچنین کسایی که کنفرانس شرکت

 

کردن...همه ی عاشقا جمع شده بودن...یه تشکر ویژه واسه پیام

 

عزیز که ترتیب این جشنو دادچه رویایی بود وقتی یه نفر واسه

 

کامران و هومن دعا میخوند و همه میگفتن آمین...چه قدر

 

احساسی بود اون لحظه که همه قرار گذاشتن یه آهنگ واحد از

 

 کامران و هومن گوش کنن .وقتی تصور میکردم الان توی سی

 

و هشت نقطه ی ایران داره صدای کامران و هومن پخش میشه

 

قند توی دلم آب میشد...

 

و اون لحظه ها که با هم شعرای کامران و هومنو تایپ

 

میکردیم:این جمله ی منه.......و بعد همه میگفتن:

 

دوســــــــــــــــــــــــــــــت دارم خیــــــــــــــــــــــــــــــلــی

 

زیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد...

 

توی کنفرانس اونقدر با صدای بلند خندیدم که صدای خواهرم

 

  در اومد...ولی به قیمتش می ارزید!!

 

این همه شادی ...این همه عشق...باعث اش فقط و فقط  کامران

 

و هومن مون بودن...وای یعنی تموم شد؟

 

نمی تونم حتی لحظه ای تصورشو بکنم که بازم همه چی به

 

حالت عادیش برگرده نــــــــــــــه!!!

 

بچه ها بیاین نذاریم.....بیاین همیشه این شادیو توی قلبمون نگه

 

 داریم...

 

بیاین همیشه اینقدر  صمیمی باشیم...همیشه قرار حضورای

 

 دسته جمعی رو بذاریم خصوصاًاینکه قراره حالا سه ماه یه بار

 

 جشن بگیریم...بیاین اولین کسایی باشیم که .اینقدر با فنای دیگه

 

دوست و صمیمی ان ...

 

آره...بیاین تا ابد باعث افتخار کامران و هومن باشیم...درست

 

مثل خودشون...

 

 

از نظرای  قشنگتون واقعاً ممنونم و از ته قلبم به کامران و هومنو شما دوستای گلم افتخار میکنم...

 

بازم میگم:کــامــــــــــــــــــــــــــــــران و هـومــــــــــــــــــــــــن عزیزم تولدتون مبــــــــــــــــــــارک...

و یه خبر ناراحت کننده که از وقتی فهمیدم دروغ نگفتم اگه

 

 بگم با یه مرده فرقی ندارم...

 

و اونم اینه که سایت فرشته هامونو فیلتر کردن...

 

نمیدونم چی بگم...

 

واقعاً متاسفم واسه طرز فکر کسایی که این سایتوفیلتر

 

 کردن.....

 

آدمایی که اونقدر بی سواد بودن که نفهمیدن سایت کامران و

 

هومن واسه دانلود برنامه ای نداره...

 

همه ی این بد بختیا باعثش یکی از خواننده های داخل

 

ایرانه...که خدا ازش نگذره بی ظرفیتو

 

کارشون خیلی زشت بود

 

اونا دل من و همه ی دوستای مو شکستن ...از خدا میخوام

 

دلشونو بدتر از این بشکنه...

 

بچه ها یه کاری کنین...من دیگه تحمل ندارم...

 

 

فدای کامران و هومن پاک و مظلوم که اینهمه در حقشون

 

نامردی میشه...

 

 

و فدای همه ی شما دوستای ماهم

 

 

تا آپ بعدی بابای گلای کژال

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط کژال کاهو  | 

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک

 

با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک

 

یه قلب عاشق با یه حس بیقرار و کوچک

 

فقط میخواد بگه هومن تولدت مبارک

 

سلام دوستای گلم امیدوارم همه تون خوب خوب  خوب باشین...

این  روزا ، روزایی استثناییه ...دو روز عجیب...روزی که

 

 دو تا فرشته از آسمون جدا شدن تا به یه دنیا معنی عشقو

 

بچشونن...دو تا فرشته که همه چی شون آسمونیه...نگاشون

 

صداشون.چشاشون ،قلبشون و...چند سال پیش توی همچین

 

روزی دنیا دو حال متفاوت داشت:آسمون گریون بود ...گریون

 

بخاطر اشک فرشته ها ...فرشته هایی که دلشون حسابی گرفته

 

بود...فرشته هایی که جدا شدن ازبهترین هاشون براشون سخت نه! غیر ممکن بود...

 

اما چاره ای نبود .این دستور خدا بود.....اونا باید عزیز ترینا

 

شونو ...بهترین دو تا فرشته شونو از دست میدادن...پس با

 

خودشون عهد کردن حالا که قراره واسه همیشه از عزیزاشون

 

جدا بشن،تا ابد اونا رو آسمونی نگه دارن و نذارن که اونا حتی

 

 ذره ای زمینی بشن...آره !..اونا داشتن کامران و هومنو از دست میدادن!...

 

و زمین...که حالی درست برعکس آسمون داشت...همه چیز و

 

همه کس خوشحال که نه !بلکه ذوق زده بودن...اونا قرار بود

 

 میزبان دو تا فرشته بشن...دو تا فرشته که بعدها یه دنیا رو

 

میلرزوندن ...دوتا فرشته که به فاصله ی فقط دو روز روی

 

زمین اومدن و به هم قول دادن همیشه باهم بمونن و موندن...

 

اون روز فرشته ها کلی به ما آدما حسودیشون شد...آخه اونا با

 

فرشته های ما انس گرفته بودن.کلی باهم خاطره داشتن.من

 

 بهشون حق میدم شما چطور؟

 

حالا اون دوتا فرشته عزیزترینای ما هم هستن.ما

 

خیلــــــــــــــــــــــــــــــی خیلی بیشتر از فرشته ها

عاشقشونیم...دلبسته شونیم...نگرانشونیم...فرشته ها به اینکه

 

 اونا زیرسقف آسمون ما هستن ...و کلی عاشق و شیفته دارن

 

حسودی میکردن...ما هم داریم ثابت میکنیم که قدر این دوتکه

 

ماهومیدونیم و توی موزه ی دلمون جای اونا رو امن

 

کردیم...میخوایم به فرشته ها ثابت کنیم ما بهتر از شما میتونیم

 

عاشق این دو تا فرشته باشیم...

 

هرسال همین روزا   آسمون و زمین همون حالی رو پیدا

 

میکنن که چند سال پیش موقع تولد این دوتا فرشته داشتن.

 

فرشته ها هر سال بیشتر بی تابی میکنن تا بگن اونا بیشتر از

 

ماعاشق عزیزاشون بودن...

 

و ما هم هر سال بیشتر و تعجب آور تر واسه اومدن این دوتا

 

 گل جشن میگیریم و هرسال بیشتر بخاطر داشتن اونا خدا رو

 

شکر میکنیم که داشتن این دو عزیز و به ما سپرد...

 

اون روزفرشته ها لابه لای اشکاشون  به ما گفتن:ای اهل

 

زمین: امروز به خود افتخار کنید و ببالید چراکه امروز روی

 

زمین خاکی شما دو فرشته فرود آمد....امروز را جشن بگیرید

 

چرا که در چنین روزی میزبان دو فرشته شدید که از آسمان

 

جدا شده و به شما سپرده شدند.و ای زمین به خود ببال که فرش

 

 قدم های کامران و هومن هستی...

 

 

 

خب دوستای گلم ...بالاخره طلسم آپ منم تولد هومن

شکست!!!!!

 

هوا که حسابی سرد شده ولی امروز استثنائه.همه چی

 

عالیه.تولد کامران و هومن که بماند آلبوم جدیدشونم که همین

 

روزاس بترکونه.وای خدا جون من دیگه از تو چی میخوام؟

 

 

تا چند روز قبل حسابی گرفتار بودم .خیلی هیجان داشتم.غیر

 

 قابل وصفه.اونقدر کار سرم ریخته بود که امروز با خودم گفتم

 

 این منم جون سالم به در بردم؟

 

اول اینکه آماده کردن آپ تولد بود و عکسا و ...که خیر سر

 

معلمامون و امتحاناشون مگه وقت میشد نت بیای.همش نصفه

 

های شب!!!!!!!!!!!

 

بعدشم یه جشن درست و حسابی واسه کامران و هومن تو

 

 مدرسه مون بود!!!!!

 

(ای به فدای بوسه هات)

 

تدارکاتش وااااااااااااااااای یه هفته کار داشت...کیک بخر .آویز

 

 بزن.بچه ها رو خبر دار کن.و خلاصه که حسابی خوش

 

گذشت.دیروز یه کیک بزرگ گرفتم بردم مدرسه .خداییش بچه

 

ها خیلی کمک کردن(بچه ها مرسی!).بعدش شمع و شیرینی و

 

 خوراکی که باعث شد واسه پذیراییش کلاسو تعطیل کنیم.آخه

 

درس زیادی هم نداشتیم .ادبیات بود که زود تموم شد

 

معلممونم که خیلی باحاله .فقط اینکه تا من نبودم بچه هارفته

 

بودن بهش گفته بودن تولد پسر خاله های کژاله.!!!!!من توی

 

سالن بودم وقتی رفتم کلاس معلم اومده بود:گفت تولد پسرخاله

 

 هات مبارک !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!منم بی خبر مونده

 

بودم چی بگم که بچه ها با چشمک و اشاره بهم فهموندن

 

خودشون چه دست گلی به آب دادن.خلاصه واسه آبروداری

 

 گفتم مرسی خانوم...!

 

(بعدش با خودم گفتم خدا اگه اونا پسر خاله ی من بودن من

 

 تولدشون ایران چیکار میکردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

 

کلی هم مهناو مریم بیچاره رو دعوا کردم که چرا این حرفو

 

 بهش زدین؟

 

اونام بیچاره حقم داشتن گفتن...معلم خودش پرسیده...نکنه دلت

 

میخواست میگفتیم خانوم تولد عشقای کژال خانومه!که اینم مثل

 

معلمای مدرسه قبلیمون کلی نصیحتت کنه

 

(بعدش گفتم نه خوب کاری کردی)

 

شبم تو خونه تو اتاقم چند تا شمع روشن کردم یه آهنگ از

 

 کامی هومی و بعدشم کاری که باید میکردم...:

 

یه کارت پستال خیلی قشنگ خریدم که توش قاب داشت .عکس

 

کامران و هومنو توی قابش چسبوندم و بعدم اسم همه ی شما

 

 دوستای گل کامران و هومنی مو  بدون اینکه حتی یه دونه رو

 

جا بندازم توش نوشتم(اول اسم کامران و هومنو!!)!!فقط خدا

 

میدونه چند تا شد .بعدشم تاریخ امروز که بهترین روز

 

 زندگیمه.دیدم ساعت دو نصفه شبه!!

 

اینقد هیجان داشتم که تا یه ساعتئ اصلاً خوابم نبرد...امروزم

 

که دارم آپو مینویسم

 

...

امروز اونقدر سبکم که فکر میکنم قراره پرواز کنم.

 

بیشتر این دلم میلرزونه که چند سال پیش تو یه همچین روزی

 

هومن بدنیا اومده

 

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای.فکرشو

 

بکن .هومن .!!!!!چند تا دونه مو بیشتر نداشته!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

هومنی جونم تولدت مبارک

 

... من داره دلم میگیره تا یه سال بعد دیگه همچین روزی رو

 

نداریم...

 

ولی خب  آلبوم جدیدشون میتونه دل همه رو تا یه سال از

 

گرفتگی وا کنه.

 

 

 

 

مثل همیشه از ته دلم  تقدیم به هومن:

 

شاکی پرونده سلام ، درسته من متهمم
حتی برای متهم شدن پیش تو هم کمم
چه ذوقی کردم ، شنیدم گفتی شکایت می کنی
اما دلم گرفت که گفتی ، منو اذیت می کنی
من تو رو اذیت می کنیم ، منی که می میرم برات
منی که تندی می شکنم زیر تولد نگات
تو حکم من نوشته بود ، طبق مواد یک و بیست
تو روزگار من و تو این کارا عاقلانه نیست
معلومه عاقلانه نیست ، عاشق که عاقل نمی شه
ولی با این جواب من که حکمی باطل نمی شه
شاکی محترم ، گلم ، بگو که زندونیم کنن
بگو پیش پای چشات ، یک شبه قربونیم کنن
بگو به افتخار تو ، بیان منو دار بزنن
علت دیوونگیمو ، تو کوچه ها جار بزنن
بگو که از رو قصمون کلی لالایی بسازن
عکسای زیبا رو ولی اینجا و اونجا ، نندازن
آخه حسودی می کنم ، بفهمن این راز و همه
 فردا تقلب کنن از جنون این متهمه
 دوس ندارم زیبای من از هر کسی شاکی باشه
متهم اون نباید تو کره ی خاکی باشه
شاکی من ، قانون می گه : به هر کی رو کنه جنون
چون قانونو نمی شناسه ، دیگه نه تنبیه و نه اون
متهمت ، اما می خواس ، شامل این بندا نشه
به خاطر همین داره ، بارای عقلو می کشه
نشسته تنها ، این گوشه ، بدون حامی و وکیل
کلی خوشش اومده از عشق تو وجرم و دلیل
خوب می دونه اگه وکیل ببنده این پرونده رو
می چینه از لبای تو گلای سرخ خنده رو
درسته که عاشقتم ، اما مگه من دیوونم
خنده رو از تو بگیرم ، که بی چشات نمی تونم
خلاصه که شاکی ماه ، صاحب پرونده ی من
خاطره ی گذشته هام ، مالک اینده ی من
متهمت قصدی نداشت ، عاشقیشو به دل نگیر
فقط اونو قبول بکن ، به چشم مجرمی اسیر
اینجا وکیلی نمی یاد که بگه من جنون دارم
چون اگه آزادم کنن ، باز سرتو درد می یارم
شاکی نازنین من ، مزاحمت شدم ، ببخش 
 مثل تمام لحظه ها ، بتاب و آروم بدرخش
متهمت قول می ده که دیگه به تو نامه نده
درسته دیوونس ولی موندن رو قول بده
فک نکنی نامه ی من شده مثل دفاعیه
شاکی گل ، نشون ندی این مدرک و به قاضیه
نشون بدی اونم می گه به خاطر درد جنون
متهمت گناه داره ، بگذر از اتهام اون
ولی تو این کار و نکن ، می خوام اسیری بکشم
تابلوی چشمای تو رو ناز و کویری بکشم
فدای چشمات که تو نور ، هطارو صد رنگ می شه
زرد پاییزی می پوشی ، چشات چه خوش رنگ می شه
راحت شدی از دست من با شعر و عشق و التماس
نمی گم اما ، نمی یام ، بیرون از این رخت و لباس
کژاله دیوونه ی تو ، دوم آذرو یه روز
 جرم من افتخارمه ، به قاضیم می گم هنوز
یادت باشه تو لحظه ی صدور حکم ، تو محکمه
دلت نسوزه ، نگذری از تقصیر متهمه
شاکی هیچی کس نشو ، فقط اینو ازت می خوام
فدای شاکی گل و جرم جنون و اتهام
الهی دروازه ی بخت ، به روت همیشه وا بشه
دست به خاکستر بزنی ، الهی که طلا بشه
متهم هر چی ردیف ، ردیف پنج و دو و سه
نمی ذارم تو عاشقی ، کسی به گردم برسه

 

از نظرای قشنگتونم واقعاًممنونم .فقط محبتای شماس

 

که من واین وبو سرپا نگهداشته.

 

 

دوستای ماهی که لطف کردن و نظر دادن:

 

 

پروانه-نیلوفر –یلدا-هانا-هانا((only hooman-سروناز –

 

نازی –الناز((k@mel -مهسا ک-مارال-افشین-نازی-احسان-

 

اوین-غزاله-نازنین-سونیا-هاله-عاشق تنها-شیدا و شادی-نیوشا-

 

سارا-پگاه-پگاه هاکان-آنیتا-ورانیکا-صدای ایران-مدیا-شهاب و

 

مجید-لیلا..-محمد-عسل-نونو-ساحارا-مهساa-پارمیدا-فرشته-

 

مهرنوش-ربه کا-سعید اس تی –آرام-نازی –شادی-ایمان-تینا-

 

نگار-محمد( تنها و دپ)-سهراب-مبینا-فرزین و یلدا-سمیه-

 

مریم-گلناز-سه روک-ندا کشاورز-رویا-آیلین-مهدیه پاییزی-

 

هژار-beto che-سرینه-ماشا-افزایش بازدید-گلی-حسین-افروز-

 

این آپ مخصوص تولد بود توی آپ بعدی حتماًبه

 

 همه ی نظرای قشنگتون جواب میدم

 

 

راستی بچه ها وب افروز جون دوباره آپدیت

 

شده .واقعاًقشنگه حتماًسر بزنین...

 

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای دندون درد امروز

 

 روزگار منو سیاه کرده...فدای سر هومن

 

در ضمن بگم که این وب چهارم آذر هم آپدیت میشه

 

وکلی پوستر و والپیپر واستون میذارم.

 

در ضمن یه مطلبی که میخواستم بگم اینکه امروز

 

 توی قسمت نظرای  وب یکی از دوستا کلی شایعه

 

پراکنی کرده بودن که من واقعاًاشک توی چشمام 

 

 جمع شد.ازتون خواهش میکنم ،توروخــــــــــــدا

 

اینقدر شایعه و نفوس بد به این دوتا فرشته نزنین.من

 

واقعاًشک میکنم که بعضیا چرا با وجود عشقی که به 

 

 کامران و هومن دارن این شایعه های بی اساس و

 

میسازن...

 

 

دلم میخواد داد بزنم.بغض گلومو گرفته پس فقط

 

آروم میگم کامران و هومن جونم تولدتون مبارک

 

 

فدای همه ی فنای گل کامران و هومن .

 

 

کامران و هومنی بمونید ...تا پس فردا ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط کژال کاهو  |